تاریخ امروزمرداد ۲۱, ۱۳۹۹

نظرسنجی آیا زنان ایرانی مانند زنان اروپایی مشتاق زایمان طبیعی نیستند؟ چرا؟

سلام برهمه مادران و پدران عزیز

عده زیادی از پزشکان و حتی مردم به من می گویند مشکل افزایش سزارین این است که زنان امروزی در ایران دوست ندارند زایمان طبیعی کنند. آنها نمی خواهند درد بکشند زیرا مثل زنان اروپایی فرهنگ زایمان طبیعی را ندارند.
عده ای میگویند زنان نگران درد زایمان و این موضوع که عبور بچه از کانال زایمان باعث اسیب به واژن – عضو جنسی بدن خود می باشند.
آیا به نظر شما هم اینطور است؟
بسیار خوشحال می شوم که نظر شما را بدانم. آیا شما هم موافق این گفته هستید ؟ یا نه نیستید؟
از نظر شما علت زیاد شدن سزارین در ایران چست؟
من که بعنوان یک شاهد زنده با چشم های خود دیده ام که میزان زایمان طبیعی در سال ۱۳۶۷ که من دانشجو ترم دو مامایی بودم بسیار زیاد بود . در آن سالها زنان ایرانی هم مانند زنان اروپایی مشتاق زایمان طبیعی بودند . آن را جز توانایی های خود و یک نوع تکمیل زنانگی میدانستند.
آن زمان هیچ زنی روش تولد نوزاد عزیزش را از طریق بازکردن شکمش و جراحی انتخاب نمیکرد حتی در مورادی که بیماری وجود داشت کیسه ّآب بسیار زیاد(پلی هیدر امنیوس) و بچه ناهنجاریی داشت یا با قرار عرضی بود که زایمان کلا ممکن و میسر نبود و خطر جانی داشت. بازهم زایو با گریه و خواهش التماس می کرد که سزارین نشود. ما باید کلی با خانم صحبت میکردیم و توضیح میدادیم چرا میخواهند او را به اتاق جراحی ببرند.
من از همان ابتدای دوران دانشجویی یا چشمهای خود دیده ام که تمایل زنان و همسرانشان به زایمان طبیعی بسیار زیاد بود. ۲۵-۳۰ سال قبل هم در زایشگاه تهران و هم در شهرستان زایمان بدون مداخله “زایمان طبیعی خود به خود” خیلی زیاد بود. حالا این توجیه اصلا برایم قانع کننده نیست.
در این مقاله میخواهیم باهم همفکری و بررسی کنیم که چی شد که در ایران ان تمایل زیاد به زایمان طبیعی در گذشته ای نچندان دور به ترس و فرار از زایمان طبیعی منجر شد؟!
دقیقا یادمه هفته اول ورود ما به بخش زایمان بعنوان دانشجو مامایی بود،راستش ما دانشجویان مامایی هم ابتدا مثل شما از زایمان چیز زیادی هنوز نمی دانستیم . ترم دوم مامایی با روپوش سفید در اتاق زایمان بیمارستان کوثر قزوین با اضطراب ایستاده بودیم و با تعجب می دیدم که هر ساعت یک یا چند زایو از راه می رسد و بستری می شود و برخی مستقیما روی تخت اصلی زایمان منتقل می شدند. و با کمی ناله و برخی جیغ بیشتر می زایدند.
یادمه برخی از زنها حتی بچه هاشون در بغل شان بود. و منتظر در داخل ماشین اورژانس، در حیاط بیمارستان بودند و ما دانشجویان ترم دو مامایی با یک مامای بخش می رفتیم تا یاد بگیرم چطور جفت را خارج و مادر را به بخش زایمان منتقل کنیم. به طور تئوری در دانشکده مامایی خوانده بودیم، میدانستیم که بعد از زایمان کنترل خونریزی مادر و جمع شدن رحم خیلی مهم است ولی هنوز عملا خیلی دست به زایو نزده بودیم و هراس داشتیم.
راستی چرا آن زمان اینقدر زایمان طبیعی راحت و زیاد بود، و خانمهای دهه ۶٠ حاضر نمی شدند به اتاق عمل بروند و جراخی سزارین بشوند؟
چه تغییری در وضع بدن و لکن یا باور و فرهنگ این خانمها رخ داد که در دهه هشتاد دختران آنها بیشتر سزارین شدند

بعنوان کارشناس ارشد اموزش مامایی دوست دارم قدری خودمانی باهم صحبت کنیم
ادامه دارد…

سلام به همه مامان های باردار گل و پدرهای مهربان. من شعله فراهانی - کارشناس ارشد مامایی فارغ التحصیل از دانشگاه علوم پزشکی ایران در خدمت شما و در کنار شما هستم تا با یاری و همراهی همدیگر یک دوره بارداری با آرامش، بدون استرس و در بهترین حالت سلامت روانی و جسمی را داشته باشید و در نهایت به رشد و تولد یک نوزاد قوی، شاد و سالم در رحم خود کمک کنید و با خواست خدا زایمانی ایمن، کم عارضه، خوشایند و بسیار خاطره انگیز را تجربه کنید.

یک نظر

  1. farzaneh پاسخ

    سلام
    به نظر من عواملی که سبب افزایش سزارین در زنان ایرانی شده در چند چیز خلاصه میشه:
    ۱٫عدم آگاهی و اطلاع دقیق نسبت به زایمان طبیعی .. بدلیل اینکه نسل امروزی کمی راحت طلب شده اند فکر میکنن زایمان طبیعی یعنی درد و درد و درد… اما سزارین زایمان بدون درد است…
    در صورتی که اگه اطلاع کسب کنن متوجه میشن که اتفاقا درد و جراحت ناشی از سزارین بسیار بیشتره و تا ماهها بعد زایمان گریبانگیر مادراست اما درد زایمان طبیعی فقط چند ساعت قبل زایمان هست و مادر بعد زایمان واقعا سرحال و روپاست و مشکلی نداره….تازه با روش های نوین زایمان که در کنار همسر و مامای همراه هست حتی درد موقع زایمان هم بشدت تقلیل پیدا میکنه و به یک درد لذت بخش و خوشایند تبدیل میشه…

    ۲٫ تغییر فرهنگ و باور نسبت به زایمان و تاثیر پذیری از فرهنگ غربی… برخی از دختران جوان متاثر از فرهنگ غربی و به خیال تقلید از آنان تمایل به سزارین دارند و زایمان طبیعی رو زایمان قدیمی و سنتی میدونن حال آنکه واقعیت چیز دیگری است و اتفاقا در غرب فرهنگ زایمان طبیعی بسیار بالاست و خانم های جوان حاضرن ساعت های طولانی درد زایمان رو تحمل کرده اما زیر تیغ جراحی نروند…

    ۳٫ ترس از دستکاری شدن واژن و گشاد شدن آن نیز از عوامل دیگه ترس از زایمان طبیعی است .. در صورتی که با کسب اطلاع و آگاهی و مطالعه میشه متوجه شد که کانال زایمان و واژن حالت ارتجاعی دارن و بعد زایمان همه چیز به حالت عادی و اولیه خودش برمیگرده و جای نگرانی در این زمینه نیست…

    موفق باشین

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام و ممنون از فرزانه عزیز که تجارب زایمانی خود را بعنوان یک خانم کارشناس ارشد روانشناسی به مادران دیگر منتقل کردند و خوشحالم که در اولین بارداری در کلاس من شرکت کرده ، و در نهایت به قدرت خارق العاده بدن خود اعتماد کردید و طبق توصیه ها من در بارداری و زایمان عمل کردید تا به نتیجه مطلوب رسیدید، و مطابق خواست خدا موفق شدید اولین بارداری خود را با شرکت در کلاس به تجربه ای لذتبخش تبدیل کرده و دررنهایت با تمرین تلاش و راهنمایی های مامایی توانستید آکاهانه در کنار همسر گرامی و مامای همراهتون فعالانه یک زایمان خوشایند و خاطره انگیز را با عنایت الهی تجربه کنید🌺🌺

  2. آتنا پاسخ

    سلام
    شاید یکی از دلایلش واژن یا مسائلی از این قبیل باشه …
    من ازدواج نکردم و تجربه زایمان هم ندارم ولی باتوجه به تجربیاتی که دوستانم در حین زایمان طبیعی داشته اند به شدت از زایمان طبیعی میترسم . شاید این به خاطر رفتار نادرسته پرسنل بیمارستان ها ، آمپول فشار ، استفاده از تیغ در ناحیه واژن برای در آوردن نوزاد و…. باشد

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام عزیزم درست است در گذشته برخورد خشک و خشن و انجام اقداماتی ک توام با درد و استرس است در زایمان باعث ایحاد ترس و دلهره در زنان شده است، که هنوز هم خیلی جاها با روش قدیمی زایمان با مداخله بی مورد با روش عامرانه و ناخوشایند انجام می دهند ، باید بدانید در روش های نوین مامایی و شیوه زایمان با روش فیزیولوژیک طبق توصیه وزارت بهداشت این اقدامات نباید انجام شود. امروزه مادران جوان با شرکت در کلاس بارداری نقش فعالی در تولد نوزاد خود دارند و مادران در اتاق زایمان تنها نیستند مامای خصوصی و همسر و یا اقوام نزدیک را هم در کنار خود دارند تا با حمایت و دلگرمی کمک و روش های غیر دارویی کنترل درد مانند ماساژ و کمپرس و حرکات مختلف و استفاده توپ زایمان بهشان کمک بکنند تا تجربه درد زایمان شیرین و خاطره انکیز بشود

  3. بهاره پاسخ

    سلام
    زایمان طبیعی واقعا سخته، سختی اش فقط در حد حرف نیست.
    من ٩ماه پیش زایمان طبیعی داشتم، من و بچه ام در دوران بارداری وضعیت خوبی داشتیم، ولی
    ٢۴ساعت دردهایی آروم داشتم تا بلاخره رفتم بیمارستان نیمه خصوصی موسی بن جعفر مشهد، معاینه کردن گفتن وقتش نیست، رفتم سونو گفتن وقتش رد شده، دوباره رفتم بیمارستان این دفعه ماما با یه شدت معاینه ام کرد، صدام بلند شد، بعد ازچند لحظه خونریزی کردم و سرانجام بستری شدم. ولی دهانه ی رحمم حتی یک سانت هم باز نشده بود. از اون ساعت من ٩ساعت دیگه درد پیاپی و شدید کشیدم، تا زایمان کردم. ولی کاش فقط درد باشه
    دکتر خودم رفته بود مرخصی، دکتری که قرار بود به جاش بیاد گوشیش رو برنمی داشت. همه وقتی بستری می شدن حداقل ۴سانت دهانه ی رحمشون باز شده بود یا کیسه ی آبشون پاره شده بود. ولی من ۵ساعت بستری بودم و شدیدا درد می کشیدم ولی فقط یک ساننت دهانه ی رحمم باز شده بود، تازه کیسه آبمم سالم بود و یک مامای احمق زد پاره کرد. از شدت درد آرزوی مرگ می کردم و به ماماها التماس میکردم فقط بذارن حداقل راه برم و اونا فقط برای اینکه شیفتشون داره عوض میشه و براشون بد نشه که من رو تخت نیستم ، منو مجبور به دراز کشیدن میکردن.
    همه ی مشکلات من اینجا تموم نشد، وقتی از اتاق زایمان اومدم که تو بخش بستری بشم سرم گیج رفت بیهوش شدم و روی زمین افتاده بودم،. و اونجا بخیه هام باز شده بود و من نفهمیده بودم، و دکتر چون دکتر خصوصی من نبود نیومده بود دوباره منو چک کنه و من تا سیزده روز هنوز نمیتونستم بشینم و بچه ام رو بغل کنم چراکه اصلا نمیدونستم بخیه هام باز شدن. و در آخر بعد از چهار ماه بچه ام فوت کرد.
    الان من از تههههههههههه دلم بچه میخوام ولی از ترس زایمان نمیتونم. یک مادر خودش عاقله جرا حق انتخاب نداشته باشه و باید حتما طبیعی زایمان کنه؟؟؟؟قبل از زایمان اولم همیشه میگفتم فقط زایمان طبیعی، ولی اینجا ایراننننننننننههههههههه با یک مشت افراد وظیفه نشناس و بی رحم.
    لعنت و هزاران نفرین بر تمام دکترها، ماماها و کادر پزشکی که جون مردم براشون بی ارزشه، و فقط برای پول با زندگی ،آینده و روحیه ی آدم ها بازی می کنند.

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام خیلی خیلی متاسفم که اینقدر اطلاع نداشتید و چرا اینقدر زود بستری شدی دخترم؟!!! اصلا سونو ماه آخر و زمان بستری عزیزم! زایمان طبیعی یعنی دهانه رحم خودبه خود باز شود و شما موقع دردها با مهربانی و توجه توسط مامای با تجربه خوب و به موقع مراقبت و حمایت بشی و بهتون کمک بشه تا درد و استرس تون کم بشه و راحت و رها هر حالتی را که دوست داری به خود بگیرید. عزیزم میفهمم که آسیب دیدید طبیعی است که خشم دارید و خاطرات منفی زیاد، نازنین شما زایمان طبیعی نکردید در واقع به زور و بد اخلاقی به نوعی شکنجه روحی شدید و شرمنده هستم که با بد رفتاری زایمان کردید. باید بدانید ه قانونا هیچ جا نمی توانند شمارو موقع درد زایمان به زور در تخت بخوابانند! تعجبم علی رغم تأکیدات وزارت بهداشت بر لزوم داشتن همراه و آزادی حرکت شما موقع درد زایمان یک مراقبت غلط گرفتید. آن هم در مهم ترین و حساس ترین روز زندگی تان!! این سبک مراقبت چند مامای ناشناس از چند زن یک روش غلط مراقبت زایمانی است. بله متاسفانه مراکز درمانی ما اغلب به این مسایل روحی و عاطفی زایو توجه ندارند، زایشگاه دولتی فقط پول بیمه مادر را میگیرند و خرج مخارج خود میکنند و کمی هم به پرسنل خود میدهند پرسنل از قبل زایو را نمی شناسند و با مادر تماسی نخواهند داشت نمیدانم چرا اینجور با شما صحبت کردند احتمالا بیشتر فکر راضی نگهداشتن دکترها و ریش بخش هستند، به مادر کاری ندارند فقط باید به ریس جواب پس بدهد نه به مادر! با این ترتیب یک دکتر و مامای ناشناس ممکنه از مادر مراقبت خوبی نکنند. برای همین مشکلات وزارت بهداشت دستورالعمل داده و خواسته که همه جا اجازه بدهند مامای همراه با هر مادر باخودش وارد اتاق زایمان بشود، حتما یک مامایی که بهش اعتماد دارید و ماهر و دلسوز شماست باید موقع زایمان به زایو کمک کند تا دردهاش را کاهش بدهد و بتواند دقایق سخت و سرنوشت ساز زایمان را طی کند و جنین جلو و جلوتر بیاد و در نهایت بسلامتی و با موفقیت زایمان به طور طبیعی انجام شود

      1. بهاره پاسخ

        سلام، ببخشید شبی که پیام قبلی رو ارسال کردم دوباره مرور خاطرات باعث شد حال روحی بدی پیدا کنم.و مودبانه صحبت نکنم. شرمنده.
        من مشهد زندگی میکنم،میشه آدرسی که بتونم بهش مراجعه کنم تا هم راهنمایی بشم و هم ماما داشته باشم.

        1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

          سلام دوست عزیز ندیده ام دخترم عیب ندارد شما حق دارید سر زایمان گویی حامی و مراقب مهربانی نداشتید و اذیت شدید و خیلی خاطره بدی برایت مانده است طبعا عوامل یا عامل اصلی را نمی دانید کیست یا چیست. قابل درک است عذرخواهی لازم نیست البته ادب و قلب ریوف شما را نشان میدهد مشخص بود که عصبانیت و خشم داشتید این از کوره در رفتن ها بخاطر فشار عاطفی و روانی تجربه زایمان منفی که داشتی هست.
          من بعنوان ماما همه جا مروج زایمان طبیعی خوشایند هستم نه زایمان طبیعی با بی توجهی و خشونت عاطفی و رفتاری،
          می دانم که خاطرات زایمان و توجه به حالات روحی و عاطفی زایو در این لحظات حساس از نتایج مهم زایمان هستند. متاسفانه صدای ما به جای نمی رسد اغلب اساتید مامایی به نام تهران را می شناسم و باهاشون صحبت کرده ام و راهکار داده ام جهت بهبود وضع روانی مادران باردار ولی هنوز متاسفانه این جنبه هلی عاطفی زایمات برای اغلب روسای بخش های زایمان یا زایشکاه ها چندان اهمیتی ندارد آنها صرفا به آمار زایمان و اعتبار بیمارستان شان فکر میکنند و به افزایش آمار زایمان طبیعی یا در آمد سزارین!
          متاسفانه مسیولین بهداشتی و درمانی بالاتر ما به خاطرات زنان در زایمان و حمایت های مامایی چندان توجهی نمی کنند لذا لازم نمیدانند و اغلب احاده نمیدهند که هر زایو یک مامای آشنا که باهاش رابطه اطمینان بخش و با اعتماد دارد، داشته باشد.
          با اینکه وزارت بهداشت داشتن مامای همراه ماهر را برای هر مادر تاکید کرده است ولی مدیران بیمارستانها و برخی همکاران که ریاست بخش زایمان را دارند حتی مانع می شوند هر مادر مامایی که خودش باهاش ارتباط قبلی و شناخت دارد در همراه خود داشته باشد، یا شاید حتی معدود همکاران ماما در جایی به نیاز عاطفی مادران باردار در بهش زایمان زیاد توجه نکنند این امر ممکن است به علت کثرت وظایف محوله به ماماها و تعداد زیادتر مادر باردار بستری شده و تعداد کم ماما باشد یا به سبب عدم شناخت قبلی ماما از مادر یا بعلت عدم آگاهی و علاقه به حرفه مامایی معتقدم برخی افراد صلاحیت روانی و روحی حرفه مقدس مامایی را ندارند و اصلا نباید در دانشکده مامایی پذیرش بشوند زیرا شغل مامایی کاری سخت و پر استرس با ساعات کاری زیاد است و یادمه از گذشته کار را ماما انجام میداده ولی دستمزد مصوب زایمان به او تعلق نمی گرفته همه اینها موجب خستگی، دلزدگی و بی انگیزگی برخی همکاران در بخش زایمان و بعد از زایمان ممکن است بشود
          عزیزم من فعالیتم در تهران است از همکاران مشهد سوال میکنم کی در زایمان طبیعی بهترین است امیدوارم اطلاعات خوبی کسب براتون ارسال کنم

          1. بهاره

            سلام، بله متاسفانه همینطور هست. بحث عاطفی در ماماها بسیار کماهمیت داده میشه درصورت که بخش مهمی از مسئولیتشون محسوب میشه.
            امیدوارم فردی مثل شما در این شغل مهم زیاد بشن و در زایمان بعدیم قسمت من هم بشه.
            بابت جستجو و تحقیقتون هم بسیار سپاس گزارم. کمک بزرگی به من میکنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *