تاریخ امروزمهر ۲۹, ۱۳۹۹

ماما کیست؟
ماما فردی است با تحصیلات دانشگاهی که درمقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در دانشکده هایی مامایی تربیت شده است
رشته مامایی از بین سایر حرف گروه پزشکی تنها حرفه ای می باشد آموزش های علمی و عملی کل دوره تحصیلات او اختصاصا حول ” شناخت عملکرد طبیعی بدن زن و مراقبت از سلامت وپیشگیری ودرمان بیماری های مربوط به زنان “متمرکز می باشد.th (52)

لذا طیف مراقبت هایی که یک مامای باتجربه و ماهر به زنان ارایه می کند بسیار گسترده می باشد این مراقبت ها شامل مشاوره، آموزش و راهنمایی یک خانم طی دوران بلوغ ، قبل و بعد ازدواج، بارداری، زایمان، بعد از زایمان، شیردهی و فرزند پروری نیز می باشد و علاو بر اینها به پیشگیری از بیماری و حفظ سلامت تا اخر عمر متمرکز می باشد. چرا که امروزه با پیشرفت علم پزشکی پیشگیری در اولویت اول قرار دارد
22

چرا امروزه در دنیای پیشرفته وکشورهای اروپایی به مراقبت و مشاوره های مامایی خیلی اهمیت داده میشود؟
مامانای گل و نازنین به این مطلب بسیار مهم دقت کنید که استفاده از مراقبت و مشاورهای مامایی حایز اهمست است زیرا حفظ سلامت شما قبل و طی بارداری و شیردهی و فرزند تون خیلی خیلی مهم تر است از درمان بیماری یا رفع عارضه در بدن شما و نوزاد شماست

8
. پس ما و شما نباید به هیچ وجه بی توجهی یا غفلت کنیم و بزاریم بیماری ایجاد بشه و حالا تازه با کلی هزینه و درد و ناراحتی همکاران محترم متخصص ویا فوق تخصص و جراح زنان بخواهند درمانتون کنند خوب میدونید که عوارض ناخواسته یک بیماری یا جراحی ممکن است در تمام عمر زیبایی بدن و سلامت شما و نوزاد ودر نتیجه خانواده تون را درگیر کند و روی روابط زناشویی شما هم تاثیر منفی بگذارد!

سلام به همه مامان های باردار گل و پدرهای مهربان. من شعله فراهانی - کارشناس ارشد مامایی فارغ التحصیل از دانشگاه علوم پزشکی ایران در خدمت شما و در کنار شما هستم تا با یاری و همراهی همدیگر یک دوره بارداری با آرامش، بدون استرس و در بهترین حالت سلامت روانی و جسمی را داشته باشید و در نهایت به رشد و تولد یک نوزاد قوی، شاد و سالم در رحم خود کمک کنید و با خواست خدا زایمانی ایمن، کم عارضه، خوشایند و بسیار خاطره انگیز را تجربه کنید.

یک نظر

  1. زینب راد پاسخ

    به نام خداوند مهربانی که با هر سختی آسایشی همراه کرد تا برای بشرقابل تحمل باشه.شاکرم پروردگار مهربانم رو که برای تحمل وبه نتیجه رسیدن دوران بارداری و تجربه ی درد سخت وشیرین زایمان وبه وقوع پیوستن بزرگترین معجزه یعنی تولد یک انسان فرشته ی مهربونی مثل ماما رو قرار داد.
    مخصوصا تو دوره ی ما که با گذاشتن کلاس های آموزشی این عزیزان شیوه ی درست زندگی.کسب آرامش .انجام حرکات ورزشی تمرینات تنفسی که نقش بسزایی در زایمان راحت رو دارن به ما آموزش میدن.باتشکر از استادعزیزم خانم فراهانی امیدوارم روزی فرا برسه که تمام زنان سرزمینم وحتی گوشه به گوشه دنیا بتونن از علم وتجربه وهمراهی این فرشته های زمینی بهره مند بشن.

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام و تشکر زینب جان یاد روز خوب و خاطره انگیز زایمانتون و همراهی همسر و پسر بزرگتون که ظاهرا آن روز جمعه امتحان المپیاد یا … داشت. یادمه که جلوی درب اتاق زایمان کتاب دستشون بود افتادم. گفته بودید همسرم کمی ناراحتی قلبی دارند و میدانستم خستگی و استرس براشون خوب نیست. لذا گفتم زینب جان مشکلی نداره من کنارش هستم خیالتون راحت باشد و فرستادم شون بروند منزل ناهار بخورند و درس بخوانند و بعد ۱-۲ ساعت بعد با موبایلتون بهشون زنگ زدیم که بیایید دختر نازتون به دنیا آمده است. در کمال ناباوری که چه عااالی…..!!! شما درد زیادی نداشتید چه زود به دنیا آمد!!!!! با خوشحالی شعف، و ارامش به زایشگاه برگشتند.

      1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

        زینب جان به همت و شعور بالاتون تبریک میگم در واقع شما به خودت خدمت کردید شما خواستید و زایمانت آسان و خوشایند شد

        عزیزم خود شما دنبال علم و کسب اطلاعات در مورد حفظ سلامت در بارداری و آمادگی برای زایمان طبیعی آسان آمدید و مرا یافتید.
        این شما بودید که علی رغم مشکلات زندگی و دوری راه و بیماری و ناراحتی بارداری و آسم زحمت کشیدید وقت گذاشتید!
        و اعتماد کردید به ماماتون و نتیجه ش را هم دیدید
        مفتخرم که مامای مربی دوران بارداری و مشاور ۲۴ ساعته حوالی زایمان و عامل زایمانتون بودم

    2. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      لطفا وقت کردید برای مادران باردار موارد زیر را توضیح بدید

      ۱- جریان مشکلات بارداری و زایمان اول و تجارب سخت زایمان اول بدون آمادگی و بدون شرکت در کلاس بارداری

      ۲-در مقایسه با زایمان دوم که بعد شرکت در کلاس آمادگی زایمان ما آمدید

      ۳-تاثیرات اموزش ها و نرمش ها و مهارت بدنی و تنفسی که بهتون یاد دادم
      رفع مشکلات ریوی تون و زایمان راحت و خاطره انگیزتون را توضیح بدید
      ۴- تاثیر داشتن فرصت و امکان ارتباط ۲۴ ساعته با مامای همراه، مشاوره در مورد علایم زایمان و مسایل نزدیک زایمان و زمان مراجعه به زایشگاه
      ۵- تجربه داشتن مامای همراه خصوصی ماهر در زایمان طبیعی
      یادمه که حتی روز زایمان شما اتفاقا پزشک تون تهران تشریف نداشتند و شما اصلا نگفتید دکترم نیست و مضطرب نشدید با آرامش و خیال راحت با مراقبت مامایی ما و حمایت و استفاده از روش های غیر دارویی کاهش درد توسط مامای همراهت براحتی نوزادتو به دنیا اوردید
      با پزشکی که همون روز زایمان جانشین دکترتون بهتون معرفی کردم و در اتاق زایمان تازه دیدیدشون ، چون بیماری داشتید و متخصص قانونا باید حضور میداشت
      به حول و قوه الهی زایمانی کم درد و بسیار زیبا و خاطره انگیزی داشتید
      واقعا تاثیرات مثبت این سبک زایمان با خوشایند سازی درد ها و همراه با آرامش لذت و تسلط کامل چه تاثیری بر لایه های عمیق روانی و سلامت جسمی و عاطفی نوزاد شما تا اخر عمر دارد، را نمیشه با ابزرای سنجید و بیان کرد.
      به جای داشتن ترس و دلهره و جاری شدن سم استرس در خون جنین در ساعات اخر زندگی داخل رحمیش
      شما در دقایق سرنوشت ساز انتقال به زندگی دنیایی نوزادتون را با هورمون های طبیعی و الهی به این جهان آوردید
      در زایمان دوم تجربه کشیدن درد زایمان با لذت، آگاهی و عشق و اطمینان به خدای درونتون را داشتید برخلاف تجربه زایمان اول که میگفتید درد با ترس و احساس تنهایی بدون اموزش ، بد.ن توضیح بدون حضور ارمش بخش مدوام ماما، توسط پرسنل مامایی ناشناس شهرستانی که بودید

      ممنون که از همه مامانای گل که وقت میزارید برای خانمهای هموطنتون
      مطمین باشید تجارب واقعی شما خیلی به دوستان باردار و شیرده مون کمک میکند

  2. لیلا پاسخ

    سلام و خسته نباشید خدمت شما مامای مهربان و دوست داشتنی .هنوز هم از اینکه نتوانستم در کنار شما زایمان طبیعی انجام بدم بسار ناراحت و پشیمانم .داستان از آنجا شروع میشه که من در اوایل بارداری با مشکل جفت سر راهی مواجه میشم و مجبور به احتیاط های گفته شده توسط پزشکم میشم که این خود باعث اضافه وزن شدید من شد در ماه هفتم به علت ورم شدید و کمر درد و پا درد دکتر به من استعلاجی داد در اوایل ماه هفتم بودم که به ناگاه متوجه ریزش مقداری اب از ناحیه تناسلی شدم فوران با خانم فراهانی تماس گرفتم و ایشون احتمال پاره شدن کیسه اب را دادن و به یک بیمارستان که nicu داشت مراجعه کردم از انجا که ورم شدید داشتم برایم معاینه بسار سخت بود اما انجا به طرز خیلی بدی از من معاینه شد که روزها نمیتوانستم راه بروم و این موضوع باعث ترس من از زایمان طبیعی شد در اواخر ماه هفت دچار خارش های شدید پوستی شدم و بر پزشکی مراجعه میکردم میگفت به جفتت حساسیت پیدا کردی و تا زایمان نکنی خوب نمیشی روزهای خیلی سختی را داشتم از خواب و خوراک به علت خارش شدید افتاده بودم هر هفته پیش دکترم میرفتم و التماس میکردم زایمان کنم اما اجازه نمیداد و میگفت نارس است بالاخره هفته ۳۸بارداری فرا رسید و من با التماس نامه سزارین را از دکترم گرفتم چون ایشون طرفدار زایمان طبیعی بودن و من به دلایلی که داشتم طاقت انتظار برای زایمان طبیعی نداشتم زایمان انجام شد بسیار عالی اما این اخر کار نبود پس از گذشت دو روز دردهای بخیه شروع شد چندین روز نمیتوانستم بخوابم چون شکمم بزرگ شده بود به هر طرف میخوابیدم به بخیه ها فشار میامد بعد از ۱۰روز بخیه ها را کشیدم اما الان با کوچکترین سرماخوردگی اول بخیه هام درد میگیره.امیدوارم در زایمان بعدی بتوانم همراه خانم فراهانی زایمان طبیعی انجام بدم

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام لیلا جون ممنون که تجربه تو در اختیار دوستان باردارت گذاشتی. درسته برخی مواقع در بارداری همه چیز خوب پیش نمیرود و مشکلاتی وجود دارد مانند سابقه بیماری خاصی یا جفت محلش مناسب نیست یا عوارض بارداری شدید میشود، توصیه مهمی که به مادران باردار عزیزم دارم . شرکت متناوب در کلاس ها یا مشاوره تلفنی با هدف قطع نکردن تماس با مربی بادراری شون است چون هر هفته مامای شما توصیه هایی با توجه به حالاتتون براتون دارد تا نارحتی جسمی و روانی ناشی از مشکل بارداری تون را بهتر رفع و یا کاهش بدید . بارها در کلاس مادران باردار بهم گفته اند که من با آموزش های تنفسی و نرمش های که بهمون یاد دادیدخیلی مشکلم بهتر شده مثلا: خیلی درد کشاله ران، یا ادم و ورم پا و دست داشتم وقتی شما این حرکات را بما توصیه کردید و انجام دادم ناراحتیم خیلی بهتر شد.
      ان شالله با خواست خدا حتما می توانی در بارداری بعدی زایمان طبیعی را تجربه کنی . طبق آمار علمی معتبر بعد از یک بار سزارین۸۰ درصد و بعد از دوبار جراحی سزارین ۶۵-۷۰ درصد از مادران می توانند زایمان کاملا فیزیولوژیک داشته باشند. شرکت در کلاس امادگی زایمان و حضور مامای همراه موفقیت زایمان شما رو بیشتر می کند

  3. زینب پاساد پاسخ

    سلام به همه…به کسایی که تازه مامان شدن و یا منتظر نی نی کوچولوشونن..یا شایدم دارن اول تحقیق میکن تا با علم بیشتر اقدام به مامان شدن کنن…سلام?
    من نه ماهِ که مامان شدم.?‍?‍?
    دوست دارم بهتون بگم قبلا چجوری از زایمان تو خونه ما صحبت میشد والان چجوری صحبت میشه….
    من وقتی باردار شدم همه اطرافیان انتظار داشتن سزارین کنم چون هم ترسو? هستم هم اینکه میگفتن چرا باید درد بکشیو خودتو عذاب بدی وقتی راحت میتونی با یه جراحی ساده مامان بشی؟….کل بارداریمم استرس داشتم تا اینکه تو مطب دکتر رضایی با خانم فراهانی آشنا شدم…ایشون چندتا نرمشو? تنفس بهم یاد دادند و بعد خیلی ریلکس شدم تصمیم گرفتم که برم کلاساشون….انقدر خوب بود که وقتی میرفتم خونه تا جلسه بعد شارژ بودم….تااینکه یک هفته قبل از زایمانم،زایمان کاذب داشتم تا صبح درد?داشتم با خانم فراهانی در تماس? بودم ایشون خیلی راهنمایی کردن جالبه که ایشون با من بیدار بودن و کنارم حسشون میکردم…تا اینکه خوب شدم و یک هفته بعد روز سه‌شنبه از خواب که پاشدم کیسه آبم پاره شد روز امتحان بود،باید تمام چیزایی که یاد گرفته بودمو امتحان میدادم….خیلی آروم چیزایی که یادم بودو انجام دادم مثل خوابیدن به پهلوی چپ و…بعد اول با مامام تماس گرفتم بعد با همسرم تماس گرفتم…..رفتیم بیمارستان? تا اونجا تمام خانواده استرس? داشتنو میدوییدن?? من خیلی ریلکس رفتم جلو گفتم کیسه آبم پاره شده کجا برم برای زایمان????وقتی معاینه شدم با تعجب ?به هم میگفتن این هفت سانت!!??تا اینکه خانم فراهانی و دکتر اومدن ناگفته نماند که با خانم فراهانی در تماس بودیم و البته به توصیه ایشون دوربینم? برده بودم کلی عکس گرفتیم که خیلی باحالن من دردم شروع شده بود و خانم فراهانی و همسرم همش عکس میگرفتن من خیلی خوشگل افتادم????،،،،، من خیلی زود زایمان طبیعی کردم….یادم نیست دقیقا چی میخوندن ولی اون زمزمه قرآن بالا سرم توسط مامای عزیزم همیشه توی گوشمه….به محض به دنیا اومدن نی نی،خانم فراهانی گذاشتنش روی سینه ام??به نظرم هیچ لذتی بالاتر از اون لحظه نیست،،،،،، بعد از زایمانم همه میگفتن آخی شیرت کمه بهش یکم شیرخشک بده یا اینکه شیر نداری…ولی خانم فراهانی گفته بودن شیری که میاد به اندازه نیاز نی نی هستش منم در برابر بقیه مقاومت کردمو تمام تمرکزمو گذاشتم واسه شیردهی،….دخترم نه زردی گرفت ونه شیرخشک خورد فقط شیر خودمو دادم الانم دکترش میگه وزن گیریش فوق‌العاده بوده? و شیرم ?به قدری خوبه که میتونم یه بچه دیگه هم شیر بدم…
    همه ی اینا بخاطر کلاسای آمادگی زایمان با یه مامای با تجربه دلسوز و دوست داشتنی بود که بنظرم ایشون یه فرشته هستن، بعد از نه ماه هنوزم سوالاتمو جواب میدن و پیگیر هستند
    ?منو دخترم از همین‌جا دستان پر مهرتون رو میبوسیم??
    آرزو میکنم همه مامانای دنیا بتونن با علم و آگاهی بیشتر و کنار یک مامای با تجربه زایمان کنن تا لذت مادر شدنشون چند برار بشه?

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام زینب جون ممنون از محبت و لطف تک تک شما مامانای نازنین.

      بد نیست داستان زایمان اولت را هم که برای سایر مادران گروه در تلگرام نوشتین اینجا هم بزارید . تا مادرها بدونند شما که این همه ریلکس و راحت با زایمان دومتون برخورد کردی قبل شرکت در کلاس های امادگی زایمان و کاهش ترس و افزایش مهارتت و بدون آموزش ها و راهنمایی های تلفنی و ۲۴ ساعته مامای همراهت چه حال و شرایطی میتونست داشته باشی.
      و اینکه توضیح ندادید در زایمان اولتون چه شرایط، روحیات و تجاربی داشتید و چطور این همه تفاوت کردید دقیقا چی یاد گرفتید که بین زایمان پراسترس اول تون و زایمان دومتون این همه روحیه تون فرق کرد.

  4. رویا یاری پاسخ

    سلام
    امروز در کلاس امادگی قبل زایمان خانم فرهانی شرکت کردم
    و در این جلسه مطالب بسیار آموزنده ای از ایشان فرا گرفتیم
    که باعث نگرش بدون ترس من از زایمان شده است و همچنین
    نرمشهایی که در این جلسه به ما آموزش داده شد بسیار عالی بود
    با تشکر از ایشان بی صبرانه منتظر حضور در جلسه بعدی کلاس خانم شعله فرهانی هستم.

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام رویا جان من هم مفتخر و خوشحالم که در دوره جدیدمون با شما نازنینان آشنا شدم و خیلی خوب است که ترس کاذبت از زایمان ریخت… امیدوارم بتونم بهتون روش نوین زایمان فعال و آسان را یاد بدهم. در واقع شما کسب اطلاعات از یک سو و از سوی دیگر با نرمش و تقویت عضلات و رباط های لگن و افزایش انعطاف مفاصل تون باعث کاهش درد زایمان و راحت تر پایین اومدن جنین و حفظ سلامتی و زیبایی دستگاه زنانه بدن خود می شوید

  5. زینب راد پاسخ

    با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی وعزیزم خانم فراهانی ومامانای گل گلاب خدمتتون عارضم که زایمان اولم اصلاقابل قیاس با زایمان دومم نبود برای اولی ذهنم پاکه پاک بود از اتفاقی که قراره برام بیفته نه کلاسی نه آموزشی نه دکتر ومامای دلسوزی از شش صبح باعلایم زایمان رفتم بیمارستان چندتا زایو بودیم که تو اتاق ولمون کرده بودن به حال خودمون جوری بامابد برخورد می شد انگار مجرم بودیم نمیذاشتن از تخت بیایم پایین یکی از زایو ها تشنج کرد انگارنه انگار…… چی بگم روز واقعا سخت وطاقت فرسایی بود التماس میکردیم تا بهمون رسیدگی کنند بالاخره نوزادم ساعت۴/۵بعداز ظهر خداروشکر به دنیا اومد من به شدت درد داشتم ولی کسی نبود کمکم کنه وقتی بلاخره اومدن بالاسرم گفتن وای سر بچه اومده تو لگن……..الحمدالله به خیر گذشت واما برای زایمان دومم خدای مهربان یکی از فرشته های زمینی شو گذاشت سر راهم وقتی تو کلاسای خانم فراهانی شرکت کردم تازه فهمیدم چی به چیه اول که روحیه ی توکل به خداوند متعال و اعتماد به توانایی که خدا در بدنم قرار داده حسابی تقویت شد ایشون با نمایش فیلم تئوری و عملی با آموزش نرمش های تنفسی و کششی روح وجسمم رو تقویت کردن بعد از هرجلسه کلاس پر از انرژی میشدم تمرینات تنفسی به من که آسم دارم خیالی کمک کرد برای زایمانم از تقریبا یک هفته قبلش باایشون در تماس بودم در صورتی که دکتر متخصصم حتی شماره تماس به من ندادن روز زایمان طبق آموزشهایی که دیده بودم چهار ساعت از دردها رو تو خونه گذراندم وبامشورت مامای گلم رفتم بیمارستان بعد از مدت کوتاهی خانم فراهانی رسیدن مثل همیشه با انرژی و پرتجربه بادیدنشون وشنیدن اذکار ی که میخوندن غرق آرامش شدم ماساژ میدادن نوازش میکردن راهنمایی میکردن که تو هر مرحله از دردها چه طور نفس بکشم ورزشهایی که تو کلاس آموزش دیده بودم باهم مرور میکردیم تابه لطف خداوچهارده معصوم وهمراهی فرشته ی مهربانی خانم فراهانی نوزادم به دنیا اومد درکمال لذت و آرامش ایشون تا مدت تقریبا طولانی بااینکه روز جمعه بود توبیمارستان موندن برای شیردهی کمک کردن وجودشان خستگی رو از تنم بیرون میکرد.هیچ‌وقت با کلام نمیتوانم زحمتاشونو توصیف کنم فقط از خداوند متعال میخواهم حفظشون کنه پیروز و سربلند باشند وروز به روز برتوفیقاتشون بیفزاید.

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام نازنین مادر دو فرزند من فقط یک ماما و مربی زایمان هستم استاد نیستم
      زینب جان در واقع زایمان اول شما ، بخاطر عوامل متعدد زیر تجربه بد و ترسناکی برای شما ایجاد کرده بود

      ۱- بی توجهی به جنبه های عاطفی روانی زایوها که همان ترس ها و ندانستن از اینکه چی در انتظار شما است
      ۲- اهمیت ندادن کادر بیمارستان به آموزش مادران باردار و کلا ندانستن هیچی در مورد نحوه خروج جنین

      ۳- یاد نگرفتن روشی که درد شما را تسکین بدهد مانند تکنیک های ساده و موثر تنفسی یا تن آرامی و غیره

      ۴- نداشتن مامای همراهی که بهش اطمینان و اعتماد داشتید و او را از قبل می شناسید و بهش اعتماد دارید

      ۵- نداشتن یک حریم شخصی که هر زایو بتواند مطابق شان انسانی اش در حالت عریان و نیمه عریان خلوت و عزت نفسش حفظ بشود
      ۶- آشنا نبودن با بخش زایمان و نداشتن فرصت انتخاب محیط زایمانتان

      ۷- یاد نگرفتن نحوه کنترل دردهای طبیعی زایمان

      ۸- شنیدن صدای ترس و درد زایوهای ناراحت دیگر که آنها هم به قول فرمایش خودتان ” گویی به جرم بارداری در یک بخش زایمان ترسناک بستری و در واقع گیر افتاده بودند!!”

      ۹- ندیدن رفتارهای حمایتی از سوی تیم زایمان و نداشتن یک همراه آشنا که به شما محبت و توجه کند

      ۱۰- اجبار مادر به ماندن در تخت و حرکت نداشتن که درد و ترس زایوها را بیشتر می کند
      جو ناخوشایند، حتی ترسناک و شلوغ اتاق زایمان آن شهر اهواز در ان زمان که زایمان کردید موجب شده که تجربه زایمان شما خیلی سخت و توام با ترس دلهره و شوک عصبی و استرس فراوان باشد و این تجارب و خطارات مفنی احتمالا باعث شد که شما و همسرتان تا حدود ۱۴-۱۵ سال بعد مجددا نخواهید و بترسید که بچه دار شوید.

      امروزه تحقیقات علمی مامایی نشان داده است که بیتوجهی به جنبه ها و مسایل روانی- عاطفی بارداری و زایمان وجو غیر دوستانه و پرسنل ناآشنا و شلوغ بودن اتاق زایمان و شنیدن جیغ و داد و حال بد دیگر مادران باردار ، اثرات بسیار بدی بر روند زایمان طبیعی و ثبت خاطرات بد و متاثر کننده از زایمان برای زن و همسرش می شود.

    2. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      علی رغم در کتب مرجع مامای نوشته شده است: پزشکی کردن امر زایمان موجب بی توجهی به جنبه های عاطفی، نگرانی ها، ترس ها و استرس های مادران طی مراحل زایمان شده است.
      این روش مراقبت زایمانی که متاسفانه هنوز در کشور دیده می شود، در کشورهای پیشرفته کلا منسوخ است!
      چرا که شواهد علمی نشان می دهد این سبک مراقبت که چند زایو در یک بخش زایمان به وسیله مامای ناشناس که هر شیفت تغییر میکند، و زایو مراقبت صرفا دارویی و پزشکی می شود
      موجب افزایش ترس و درد و خاطرات منفی مادران از زیامان و در نتیجه عدم پیشرفت و سخت شدن زایمان بالطبع افزایش جراحی سزارین و بدحال شدن نوزاد هنگام خروج از کانال زایمان مادر وحشت زده و مضطربش کمی شود این امر می تواند ده ها عارضه کوتاه مدت و بلند مدت دیگر ایجاد کند که هر یک نه تنهاسلامت عاطفی و جسمی مادر و جنین را به خطر می اندازد ، بلکه موجب خاطرات حقیر کننده و ناخوشایند زایمانی زوجین شده و بر تمایل زن و همسرش جهت فرزند آوری به شدت تاثیر منفی می گذارد!!!!
      به امیدتوجه بیشتر مسیولین به خواست های به حق زنان باردار
      ان شالله با افزایش اگاهی مادران، ماماها و پزشکان و مدیران بیمارستان ها به زودی هر زایوئ ایرانی بتوانددر تمام مدت زایمان توسط مراقبت های و کمک های ماهرانه یک مامای مهربان و اشنا، که خودش انتخاب می کند، در یک حریم شخصی ، محیط زیبا و آرامش بخش، فرصت تجربه دردهای شیرین زایمان طبیعی و خوشایند سازی لحظه دیدار با نوزادش را داشته باشد!!!!

  6. سمانه یونسی پاسخ

    به نام خدا
    قبل از هرچیزی میخواهم از استاد عزیزم خانم فراهانی که نه تنها برای من استاد بودن بلکه مادری هم برایم کردند تشکر کنم.
    اسفند سال ۹۳ به لطف خدا با کلاس های بارداری ایشان آشنا شدم .تازه وارد ۷ ماه شده بودم تو این مدت که گذشته بود سعی کرده بودم اطلاعاتم رو بالا ببرم درباره دوران بارداری و روند زایمان اما اون چیزی که من بدست آورده بودم دربرابر چیزی که تو کلاسهای خانم فراهانی کسب کردم خیلی ناچیز بود.
    تمام مدت کلاس برایم شیرین و لذت بخش بود.پر از انرژی مثبت پر از آموخته های کارآمد.
    هر بار که از کلاس برمی گشتم کل راه رو تا منزل برای همسرم همه چیز رو تعریف میکردم و ایشون هم با اشتیاق گوش می کرد و همیشه خدا رو شکر میکرد که با این استاد گل آشنا شدم.
    تا آخر دوران بارداریم حدودا ۱۵ جلسه کلاس شرکت کردم.خیلی کمک کننده بود در کاهش استرس و نگرانی هامون وقتی آگاهی و دانش درباره چیزی که پیش روی آدم هست وجود داره دیگر ترس و نگرانی جایی ندارد. با وجود مخالفت های بعضی از دوستان درباره زایمان طبیعی ولی ماتصمیممان را گرفته بودیم. مطمئن بودم راهی رو که خالق برای تکمیل خلقت یک انسان در وجود یک زن قرار داده بی نقص ترین و بهترین راه و روش ممکنه. فیلم ها و عکسهایی رو هم که در کلاس دیده بودم من رو در تصمیمم جدی تر کرده بود، دلم می خواست تو زایمانم بهترین را برای خودم و همسرم و دختر نازمون رقم بزنم. دلم می خواست خودم دخترم رو موقع بیرون آمدن بگیرم و بغلش کنم..

    برای همه چیز آماده بودیم حتی در طی کلاس ها یاد گرفته بودم و خوب میدونستم تو تک تک روزها باید چیکار کنم ، چه ورزشی انجام بدم تا بدنم رو برای اون لحظات خاص آماده کنه.چه چیزهایی رو بهتره بخورم و چه چیزهایی منع شده است تو هفته های آخر و روزهای آخر آنقدر آرامش داشتیم که پرسش و پاسخ و نگرانی های هیچ کسی روی ما اثری نداشت..

    تا بلاخره ۵شنبه ۲۱ خرداد حدود ۶ونیم عصر کیسه آبم پاره شد… به خانم فراهاین تلفن زدم و گفتم چی شده و با راهنمایی ایشان رفتم بیمارستان بخش زایمان خیالم راحت بود و از هیچ چیز دیگه نمی ترسیدم.
    اولش ضربان قلب دخترم ضعیف بود و مامای شیفت گفت به احتمال زیاد نمی تونم طبیعی زایمان کنم. خانم فراهانی عزیزم ساعت ۱۰ شب اومدن با حفظ آرامش و مراقبت و حمایت های ایشان کم کم ضربانش خوب شد..با کمک های ایشان و ماساژ نقاط طب فشاری حدود ساعت ۱۲ شب دردهام کم کم شروع شد..تا ساعت ۱۰ صبح که خانم دکتر رضایی آمدند ،با کمک خانم فراهانی و همسرم ماساژم میداد و با هم تنفس ها رو انجام میدادیم که اگر نبودند تحمل دردها و انجام آنها برام سخت می شد.خانم فراهانی با من نفس ها رو می شمردند و انجام میدادند ، چون دیگه در زمان درد ها تمرکزکردن رو اینکار بدون کمک خیلی سخت شده بود. با کمک ایشان من حتی زیر دوش آب هم رفتم که به تسکین درد هام وشل شدن بدنم خیلی کمک میکرد. مامای عزیزم پا به پای منو همسرم تا لحظه آخر موندن و من را در وضعیت های مختلف قرار دادند تا جنین بتوند بهتر پایین بیاد و اقداماتی را انجام میدادند که درد و استرس من کم بشود و باعث دلگرمی ما شدن.
    خانم دکتر که آمدند چون روند زایمان کند بود تصمیم گرفتند کنترل شده سرم فشار تزریق کنند. در آن زمان کمی وضع بحرانی شد با پایین آمدن سر زهرا ضربان قلبشم ضعیف میشد و دوباره که بالا میرفت عادی میشد. علی رغم اینکه ضربان خیلی پایین بالا می شد ماما و دکترم صبورانه در کنارم بودند و لحظه به لحظه مرا مراقبت می کردند . ۱-۲ ساعت اخر لحظات نفس گیری بود و من می ترسیدم بعد این همه ساعت ببرنم سزارین اصلا حاضر بنودم به جراحی . خانم فراهانی در ساعت آخر مدام کنار من بود یادم میداد جکار کنم تا بهتر بتونم به خروج جنین کمک کنم یادمه ایشان با تکرار اینکه فقط و فقط خود من هستم که می تونم بچه را با سلامتی بهتر و بدون دستگاه و جراحی از رحمم بیرون بدهم. باعث شد که علی رغم خستگی یاد همه فیلم ها و اموزش های که دیده بودم افتادم و من نیروی تازه ای گرفتم سعی کردم خودم با تلاش های هدایت شده ماما و پزشک بدون جراحی دخترم را بیرون بدهم . با مایوس نشدن انها و ما ناگهان ذکر یازهرا و یا فاطمه در اتاقا زایمان بلند شد که با توکل بر خدا استاعنت در ۱۴ معصوم، مهارت، تجربه، تلاش و صبر بسیار خانم فراهانی و خانم دکتر رضایی .خدارو شکر ساعت ۱۳ با اذان ظهر بدنیا اومد …

    لحظات واقعا زیبا و رویایی بود وقتی یاد اون روز و اون لحظات میفتم لبخندی از شادی و شوق روی صورتم نقش میبنده و خدارو شاکرم که تونستم با کسب مهارت و افزایش داشنم د رکلاس امادگی زایمان زایمان طبیعی فیزیولوژیک را فعالانه تجربه کنم.

  7. الهام پاسخ

    به نام خدا
    با سلام خدمت همه شما. چه مامانای فعلی و چه مامانای آینده. همه شما کسایی که نوشته های مارو می خونید و شاید به دردتون بخوره
    من الهام هستم، یکی از شاگردهای شیطون ماما فراهانی که لذت بخش ترین تجربه زندگیم رو برام رقم زد.
    من از حدود ماه چهارم بارداری با کلاس های بارداری به طور کاملا اتفاقی آشنا شدم. من همیشه به زایمان طبیعی فکر می کردم ولی گوشه کنارهای ذهنم درگیر مشکلاتی بود که اطرافیانم درگیر اون بودن. الان تو این دوره و زمونه کمتر کسی پیدا می شه که طبیعی زایمان کنه اگه هم پیدا بشه یا تو بیمارستان های دولتی زایمان کردن و یا مجبور شدن. در هر صورت این دو دسته خاطره خوبی از زایمان خودشون ندارن و وقتی پای حرفاشون می نشستم می گفتن اگه برگردن به عقب طبیعی زایمان نمی کنن.
    من یه خورده پر رو بودم که با تمام عوامل منفی اطرافم باز هم اصرار به طبیعی داشتم، آخه یکی از اقوام چندین سال قبل در اثر سهل انگاری پزشک زنان بچه اش دچار مشکل شد و همه خانواده منو از این موضوع منع می کردن.
    خلاصه کنم با ماما فراهانی آشنا شدم و این شروع بهترین روزای زندگیم بود. منتظر بودم تا شنبه برسه و من برم تو این کلاسای شاد و پر انرزی شرکت کنم. چون سر کار می رفتم وقتی می رسیدم سر کلاس خیلی وقت ها موقع نرمش های تن آرامی خوابم میبرد!
    چقدر با خانوم فراهانی می خندیدیم سر این موضوع
    حالا این وسط من دیابت بارداری هم گرفتم و بنا به گفته دکترم ممکن بود موقع زایمان طبیعی بچه تو کانال زایمان خفه بشه.
    من تو کلاسا یاد گرفتم خدایی که این نوزاد رو به من و باباش هدیه کرده خودش مواظبشه و اگه قراره خدای نکرده اتفاقی براش بیفته تحت کنترل من نیست. من دخترمو بیمه حضرت ابوالفضل کردم و به خدا سپردم واسه همین هیچ وقت استرس نداشتم که وای الان ضربان قلبش نزد، وای چرا تکون نخورد، وای نکنه چیزی شده. من تو کل بارداری فقط سه بار سونوگرافی رفتم که دوتاش غربالگری بود.
    از مامای مهربونم یاد گرفتم زایمان درد دارده، زایمان درد داره و زایمان درد داره. یاد گرفتم چه جوری دردهامو کنترل کنم، تنفس شکمی و نافی چیه، موقع شروع دردها چیکار کنم، قبل شروع دردها چیکار کنم و خلاصه هزارتا چیز دیگه. هر دفعه میرفتم خونه تمام نکات تغذیه ای و هرچیزی که یاد گرفته بودم رو برای شوهرم توضیح می دادم تا اونم بدونه. انواع ماساژها و نرمش هارو براش توضیح می دادم.
    خلاصه به خاطر خانوم فراهانی دکترم رو عوض کردم و منتظر یه زایمان پر از درد و شیرین بودم. بله پر از درد.
    دردهای هم با یه دل پیچه مثل دل پیچه دستشویی شروع شد٫ ساعت حدودای ۲ صبح بود رفتم خوابیدم و دوباره ساعت ۴ صبح دردهام شروع شد. وقتی ساعت ۵ صبح دوباره همون دردها سراغم اومد من و شوهرم خیلی ذوق زده بودیم. فهمیدیم توراهی کوچولومون داره میاد. از ۸ صبح که به خانوم فراهانی زنگ زدم تلفنی باهاشون در ارتباط بودم و توصیه هاشون رو مو به مو اجرا می کردم. حدود ۱۵ لیوان گل گاوزبون دم کرده خوردم و مدام پشت کمرم کیسه آب گرم میذاشتم. خلاصه با راهنمایی های ماما فراهانی مدت زمان دردهام که به هر ده دقیقه یکبار به مدت ۵۰ ثانیه رسید رفتم بیمارستان و در کمال ناباوری مامای شیفت بهم گفت که هشت سانت رفتم بیمارستان و اصلا باورشون نمی شد. خانوم فراهانی و دکترم که رسیدن بالای سرم دیگه آخرای درد کشیدنام بود و من فقط با تنفس نافی دردهامو کنترل می کردم. واقعا تنفس افی به من کمک کرد. از وقتی رفتم بیمارستان حدود دو ساعت بعدش دخترم دنیا اومد و من چقدر خوشحال بودم که همون لحظه خانوم فراهانی داد بغلم. بهترین لحظه دنیا بغل کردن نوزاذیه که ۹ ماه انتظار ورودشو کشیدی. وقتی زایمان تموم شد برام ویلچر آوردن ولی من اینقدر حالم خوب بود که گفتم پیاده میرم سمت تختم.
    اینقدر حالم خوب بود که احساس می کردم رو ابرا هستم. هزار بار زایمان کنم بازم طبیعی زایمان می کنم. بعد از روز ازدواجم تولد دخترم بهترین روز زندگیم بود. همین که همسرم کنارم بود و ماما فراهانی رو داشتم برام بهترین بود.
    خانوم فراهانی عزیزم ممنون که یکی از بهترین روزهای زندگیم رو رقم زدی و ممنون که فرشته زندگی مارو بهمون هدیه دادی
    بی نهایت دوست دارم

  8. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

    سلام الهام جون مفتخرم که ماما، مربی و معلم بارداری شما نازنین مادر اگاه و قوی بودم. شما و همسرت زحمت کشیدید و نتیجه عالی آن را هم دیدید.
    سال قبل بود یادمه با آنکه شاغل بودی با وجود خستگی و شلوغی و ترافیک، کلاسهای مرا مشتاقانه شرکت می کردید و با وجود اینکه دیابت بارداری داشتی و پزشک قبلی بهت گفته بودند که اصلا شرایط زایمان طبیعی را ندارید.
    با اعتماد به من و بهره گیری از روش های نوین مامایی و با همت خودت طوری توانمند قوی و آگاه شدید تا موفق شدیم زایمان و تولد نی نی خوشگلت را با راهنمایی با مامای خصوصی تان، مطابق خواست خدا روند طبیعی زایمان را با موفقیت و عالی طی کردید چون کلاس آمدی و آموختی چطور زایمان کنی. هنگام شروع دردهات به سفارش من عمل کردید و خانه ماندید تا با آرامش خودت و حمایت های همسر مهربان و فهمیده ات توانستید به نحو احسن با دردهای زایمان سازگاری پیدا کنید نتیجه آن جلسات متعدد کلاس آمادگی زایمان این شد که بسیار عالی و راحت زایمان کنید و دختر نازتو به بهترین روش به دنیا آوردید

  9. مژده پاسخ

    سلام خسته نباشید ، من باردارم و بچه هام دوقلو هستند ، خودم به شدت دوست دارم طبیعی زایمان کنم ولی نه به قیمت آسیب دیدن بچه هام، همه منو میترسونن که خیلی خطرناکه ممکنه به یکیشون فشار بیاد و یکی از انداماش آسیب ببینه موقع زایمان و یا اینکه به دومی اکسیژن نرسه و خفه شه، نظر شما چیه؟ توی چند سال اخیر زایمان طبیعی چندقلوها رو داشتید؟

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام عزیزم برای موفقیت در تجربه یک زایمان طبیعی باید حتما آماده بشید. نفس نکشیدن و اینها همه بستگی انجام زایمان به روش سنتی از یک مادر نا اگاه و بدون امادگی است . رسیدن اکسیژن به جنین به وضع تنفس مادر مستقیما ارتباط دارد. . بله دوقلو هایی که شرایط طبیعی داشته باشند بامشورت و تایید همکار متخصص زنانم ..میتوانند زایمان طبیعی داشته باشند یعنی سر هر دو جنین جلو باشد و خیلی نارس نباشد و در شرایط زایمانی وضع جنین ها خوب باشد …. همه جای دنیا زایمان دوقلویی که مشکلی ندارد طبیعی انجام می شود. آمادگی قبل زایمان شما همه اندام های بدنتان را شکم رحم، ریه و عضلات و کانال زایمان و جنین های نازنین شما را مناسب زایمان طبیعی می کند. متشکرم از شما مادر باردار نازنین

  10. زهرا پاسخ

    سلام من باردارم الان هفته ۳۲ بارداری رو میگذرونم و تا الان هیچ گونه ورزشی انجام ندادم بچه اولم هست و هیچگونه تجربه ای هم ندارم خانوم فراهانی لطفا راهنمایم کنید که چیکار باید بکنم لطفا ۲۱سالمه از خوزستان

  11. زهرا پاسخ

    سلام من الان اوایل هفته ۳۱بارداری هستم و تا الان هیچگونه ورزشی رو انجام ندادم لطفا راهنمایم کنید باید چیکار کنم خانوم فراهانی عزیز خواهش میکنم راهنمایم کنید از خوزستان و ۲۱سالم اولین بارداریمه و هیچگونه تجربه ای ندارم

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام گلم باید وضعیت تون بررسی بشود حتما کلاس بارداری برید من خوزستان بودم در دانشکده مامایی درس میدادم کدام شهر هستید؟ اهواز و آبادان که شنیدم دوستان ماما کلاس بارداری دارند

  12. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

    زهرا جان برای اینکه لگن شما آماده زایمان طبیعی بشود نکاتی را به زودی می نویسم حتما رعایت کنید! در سایت فیلم و عکس ورزش بارداری هست اگر از نظر ماما و پزشک مراقبتان برای نرمش منعی ندارید( که اغلب مادران سالم منعی ندارند) حتما روزانه آنها را انجام بدهید دقت کنید با لباس مناسب و با کشش خوب نه بیش از حد توان و با تنفس جاری باشد آرام دم و آرام بازدم طوری که از حرکات لذت ببرید. منتظر شنیدن خبرهای خوب از شما هستم!

  13. فریبا پاسخ

    سلام خانم فراهانی عزیز
    امروز با شما و این سایت اشنا شدم، در حال اقدام به بارداری هستم و محل سکونتم شرق تهران، چندوقته که دنبال بیمارستان خوب برای زایمان طبیعی و یه مامای خوب و دلسوز میگردم، صحبت های شما و عزیزان رو خوندم آرامش خوبی دارم، میخوام کلاسای بارداری رو با شما بگذرونم، به کجا باید مراجعه کنم؟
    در ضمن همسرم خیلی استرس داره که زایشگاه و کلاسای بارداری حتما نزدیک خونه مون باشه که اگه مورد اورژانسی شد سریع برسیم، ولی برای من مهارت و دلسوزی یه متخصص خیلی بیشتر اهمیت داره

    1. شعله فراهانی نویسنده پاسخ

      سلام عزیزم ، بله متوجه هستم که چقدر استرس دارید، علت استرس شما و همسر گرامی تان نمیدانم چیست؟ آیا دوست یا فامیلی دارید که تحارب بد زایمانی داشته است؟ خانمهای غیربارداری ک خواستند و کلاس بارداری من شرکت کردند، بعد بهم زنگ زدند و تشکر کردتد زیرا خیلی استرس شان برطرف شده است، جهت کلاس شرق تهران باید صبر کنید یا اینکه زحمت رفت و امد را بکشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *