خانه / انتخاب نوع زایمان / روش های کاهش درد زایمان / تجربه یک مادر هموطن از زایمان سزارین و زایمان طبیعی و خوشایند
زایمان

تجربه یک مادر هموطن از زایمان سزارین و زایمان طبیعی و خوشایند

🌺🌺🌺🌺
سلام دوستان .من تجربه هر دو زایمان رو دارم.اولی سزارین دومی طبیعی،
بد نیست خاطرات هردو زایمانم براتون تعریف کنم.بارداری اولم دوست داشتم زایمانم طبیعی باشه، ولی وقتی دردم شروع شد ،حدود دوسانت که پیشرفت کردم یکی از پزشکان بیمارستان منو معاینه کرد و گفت لگنت خوب نیست..با اینکه خیلی از سزارین میترسیدم به اتاق عمل منتقل شدم. وقتی کوچولوم دنیا اومد وزنش ۲۷۰۰ بود. من به هوش اومده بودم ولی نوزادم کنارم نبود..مثل اینکه حین عمل مایع کیسه اب رو خورده بود و تحت نظر بود تا بالاخره با چند ساعت تاخیر تونستم شیرش بدم فوق العاده برای خودم و همراهم شیردهی تو وضعیتی که صاف رو تخت هستی، سخت بود،از فردای جراحی که نگو و نپرس ،که چه درد وحشتناکی داشت وقتی از تخت پایین میومدم و باید راه میرفتم ،هر چی باشه شکمم پاره شده بود و تا یک هفته هم موقع تغییر وضعیت و کارای روزمره درد شدیدی داشتم طوری که باید برای بلند شدن کمکم میکردن یا بچه رو برای شیردهی به من میدادند و بعد از اونم دخترم زود به زود مریض میشد و سیستم ایمنی اش ضعیف بود ،چون اغوزش به موقع بهش نرسیده بود، آخه بیهوش بودم ساعت اول دوم تولد جگر گوشه ام!!

در بارداری دومم تصمیم گرفتم زایمان طبیعی داشته باشم ،تمام کلاسهای بارداری شرکت کردم ورزشها رو انجام دادم و طبق نظر مامای مهربونم که تحت نظرش بودم برنامه پیاده روی ،ماه اخر همراه با سایر اموزشها پیش رفتم.لگنم معاینه کرد و گفت لگنت عالیه و اصلا تنگ نیست ،تا اینکه سی و نه هفته دردهام شروع شد و ساعت ده صبح با معاینه سه سانت بستری شدم و تمام روشهای کاهش درد مثل گرمادرمانی، تنفس ها، ورزش هایی که به پیشرفت کمک میکرد،ورزش با توپ، رایحه درمانی و…انجام شد و ساعت یازده وارد فاز اصلی زایمان شدم و قلب جنین تمام مدت با مانیتور چک میشد و مامای با تجربه و دلسوزم تمام مدت کنارم بود، ساعت یک ونیم زایمان کردم و دختر کوچولوم تو بغلم بود ،اینقدر این لحظه قشنگ بود که همه دردهام به کل یادم رفت ..فرداش هم نی نی مو بغل کردم بدون هیچ مشکلی رفتم خونه..
به نظرم هیچ مادری نباید زیباترین لحظه زندگی شو از دست بده و به انتخاب خودش سزارین کنه..زمان به عقب بر نمیگرده..وقتی سر بچه میاد،دیگه همه دردها تمام میشه و چند روز بعد حتی خاطره دردم از ذهنتون پاک میشه
کوچولوی دومم خیلی باهوش و زرنگه و سیستم ایمنی اش هم بهتره …
انشاالله خداوند حافظ همه بچه ها مون باشه ،البته با زایمانی ایمن و مادرانی سالم
🙏🙏
خاطره مادری از باردارهای همکار خوبم از شهرستان قزوین

همچنین ببینید

مامای همراه

ماما کیست؟ ماما فردی است با تحصیلات دانشگاهی که درمقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و …

۲ نظر

  1. سلام واقعا” آدم با خوندن این تجربه ها چقدرررر مشتاق تر میشه برای زایمان طبیعی و اینکه تجربه شخصی من جهت حضور در کلاس های آمادگی (تئوری ) در درجه اول اینه که با توضیحات مامای همراه دلسوز ترس و استرس زایمان طبیعی به جرات میتونم بگم که صفر میشه. و هر روز مشتاق تر برای زایمان طبیعی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *